پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 12 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:26 PM

امروز 12 بهمن  1388 است می گویند مصادف با ورود آیت الله خمینی و آغاز دهه ی معروف شده به  دهه ی فجر است می گویند که فجر به معنای پیروزی است  و همینطور می گویند پیروزی چیز خوبی است و بعد از پیروزی شادی هست و خوب است آدم همیشه شاد باشد.اصلن مومن ها همیشه شادند مثل پیامبر که می گویند همیشه لبخند مهربانی داشته و اگر آدم همیشه  لبخند مهربانی داشته  باشد خیلی ها دوستش دارند به  شرطی که فکر نکنند دیوانه  است ،

آخر آدم های خیلی عاقل  مهربان نیستند و  اگر باشند هم ،خیلی زیاد مهربان نیستند، و اگر هم خیلی مهربان باشند ،همیشه لبخند مهربان ندارند چون که فکر  می کنند زشت است و فکر می کنند بقیه احمقند و نمی توانند بفهمند که  آن ها چرا مهربان هستند چون که فکر می کنند خودشان احمق نیستند پس بقیه باید باشند؟!

همه عاقل ها بدجنسند ولی همه ی بدجنس ها عاقل نیستند ولی همه ی آنها فکر میکنند هستند!

و کلا  زیاد فکر می کنند،اصلن این خصوصیت آدم های خیلی عاقل است که خیلی فکر  می کنند و  البته فکر کردن خوب است   وقتی به چیزی می گویند خوب یعنی این که آدم را خوشحال می کند و اگر همین الان هم خوشحال نکند نگران نباشید می گویند بالاخره یک روزی  می رسد که خوشحال کندو اگر هم آن  روز خیلی طولانی بود و هرچه  صبر کردید نرسید نگران نباشید ان الله مع الصابرین !

و صابر به کسی می گویند که  خیلی صبر می کند

مثلا اگرخیلی مریض شد و  بدنش کرم افتاد و شوهرش بهش خیانت کرد  و  رفت چند تا زن گرفت و سرطانش خوب نشد وبچه هایش ول کردند رفتند و گذاشتند همینجوری بمیرد و یا مثلا  اگر پدر و مادرش را کشتند و  بچه اش را  جلوی چشمش توی خاک دفن کردند و بعد هم خواهرش را آوردند جلوی چشمش و گفتند اگر حرف بزنی خواهرت را بدجور اذیت می کنیم و بعدش هم خودت را به  برق وصل می کنیم و بعد از اینکه به برق وصلش کردند ببرندش پای دار که اعدامش کنند

آنوقت بگوید خدایا شکرت و فقط یکذره گریه کند و به خدا نگوید  تو خدای بدی  هستی و من را دوست نداری

و البته می گویند  خدا همراه صابرین است

ولی اگر صابر نیستید و نمی توانید  بگویید خدایا شکرت و فقط یکذره گریه کنید و  کلا  خیلی باید  گریه کنید تا از غصه نمیرید نگران نباشید چون  خدا خودش می داند که صابر ها خیلی کم هستند و برای  اینکه مهربان است شما را می بخشد!

و بخشش یعنی اینکه اگر  کسی بدجنس بود وشما را اذیت  کرد و دلتان را شکست  و  فکر کرد شما خنگید  و نمی فهمید و حتی اگر برق چشم های شما را مسخره کرد و اصلن شاید به شما  فحش داد یا  مثلا رفت  پشت سرتان  به دوستش دروغ گفت و غیبت  کرد و حرف بد زد یا اینکه بچه یتان  را اتفاقی زیر گرفت  یا اصلن از این پسربچه ها بود که توی دبیرستان با  هم کتک کاری می کنند و با  چاقو عمدا کشتش! یا شاید اصلن پولتان رادزدید ولی بعدش آمد گفت این پول شماست من دزد بودم ببخشید آنوقت شما بگویید اشکال ندارد و با اینکه ته دلتا ن دارید  غصه می خورید و  توی  چشم هایتان اشک است  و عکس بچه یتان  و مشروطی  بالای سر کارنامه و ... همش  جلوی چشم هایتان که مسخره است راه می  رود کور بشوید و دست ببرید توی  قلبتان و کینه ها را در بیاورید که بندازید دور و بعد متوجه  شوید یک تکه از قلبتان را  هم  اشتباهی انداختید دور  و بقیه ی عمرتان را با  همان چشم های مسخره دنبال قلبتان بگردید و البته اگر این کار راکنید همیشه بهتر است  تا نبخشید  چون آنوقت قلبتان باید دنبال شما بگردد و  این خیلی وضعیت بدتریست !!!!

و وضعیت های بد در زندگی خیلی زیاد هستند  و  البته همه ی این ها مهم نیست  مهم ورود ایت الله خمینی است که می گویند امروز بوده و  دهه ی فجر است و چون  فجر یعنی پیروزی پس یعنی امروز روز خوبی است و خوب هم خیلی معنی ها  دارد که سعی کنید  بفهمید ...

مدتیست به این نتیجه رسیدم که  زندگی راه ترسناک پر از  غم و اندوه و تجربه های سخت است  و  اگر گاهی شادی ها و  اتفاق های خوب هم هست برای این  است که طاقت ادامه دادن داشته  باشیم ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 1 بهمن ماه سال 1388 ساعت 00:57 AM

فک می کردم هیچ چیز به اندازه ی دیدن 10 آنالیز ریاضی1 توی صفحه نمرات لذت بخش نیست

ولی ...

آنالیز ۱ پاس شدم!!!


9000 صفر برای دانشجویان غایب در امتحانات دانشگاه امیرکبیر ثبت شده است ...


نزدیک به دویست هزار نفر  درهاییتی جان خود را از دست داده اند 

این عکس کودک نجات یافته و تنهایی است که از زیر آوار بیرون آورده اند

آزمایشهایی برای احتمال شکستگی استخوانها روی او انجام شده و سپس تشنگی و گرسنگی او رفع شده است. گفته اند که انتظار می رود بر خلاف بسیاری دیگر او زنده بماند.



لایحه حمایت از خانواده در حال  تصویب است...


استاد فیزیک دانشگاه تهران ترور شده است


تصمیم دارم از خودم جدا شوم

دارم دور می شوم ...

اخبار گوی خوبی نیستم

به بالاترین مراجعه کنید!!!!!!





del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 9 دی ماه سال 1388 ساعت 11:37 PM

(فردا امتحان جبر داریم) 

جبرداره زیر دست و پام له می شه 

جبر از دست من به ستوه اومده  

جبر له شد 

زدم تو سرش مرد 

جبر کیه اصن؟؟؟؟؟؟!!!! 

 

من مولودم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 3 دی ماه سال 1388 ساعت 6:18 PM


فراموش نمی کنم همه روزهایی را که به شهامت مرد بزرگی درود می فرستادم بی انکه حتی شناخته باشمش مردی که اوردن نامش در مدرسه به عنوان مرجع تقلید ترسناک بود و کتاب هایش ممنوع ....!!! و من این همه سال های بچه گی ام هیچی از  او نمی دانستم تنها چیزی که مطمئن بودم این بود که ادم های بد یا نادان کسانی را که حرف های قشنگ و متفاوتی میزنند یا کارهای بهتری انجام می دهند ممنوع می کنند .از همان اول ها مرجع تقلیدم بود چون می دانستم حتما کار خوبی انجام داده و حرف های قشنگی زده که این بدها ممنوعش کرده اند ...!

اولین بارها که نمیشناختمش نامش را پیرزنی برایم خواند!!!!!!! از روی موکت سبز بردمسجد اعظم حسین آباد نامش بزرگ توی چشم بود (ایت  الله منتظری ) از پیرزن پرسیدم ایا او هم مثل حاج اقا تقی از بچه ها بدش می اید؟؟؟  حاج اقا تقی روحانی محله مادربزرگم این ها بود همیشه ازش میترسیدیم بچه هارا دعوا میکرد....!

پیرزن گوشم را گرفته بود می گفت دختر جان روسری ات کجاست ؟؟ من ولی انقدر حرف زدم برایش که یادش رفت چه می خاسته بگوید زنبیلش را گذاشت روی زمین و گفت او از بچه ها بدش نمی اید یک ساعت برایم حرف زد حرف هایی که من نمی فهمیدم اون روزها توی دلم میخندیدم به پیرزن های حسین اباد...!

ان روز های پر شر و شور کودکی و نوجوانی ام روسری ام را برمیداشتم و توی کوچه های حسین اباد ولنگار لکه می دویدم وقتی پیرزن ها به من چشغره می رفتند ذوق می کردم که لجشان را دراورده ام با این به قول خودشان جلف بازی ها  ازته دل می خندیدم ...

چقدر دلم برای پیرزن های حسین اباد تنگ شده است

ولی هروقت از جلوی مسجداعظم رد می شدم به احترام پدربزرگم که به من یادداده بود می ایستادم و یک حمد و قل هوالله می خاندم 

موکت سبز برد مسجد اعظم پر از اعلامیه های ایت الله منتظری و ایت الله طاهری بود

مادرم می گوید پدربزرگم با ایت الله طاهری دوست بوده و ان قدیم ها مامور نیروی انتظامی شاه بوده و باید مواظب می بوده اگر ایت الله حرف ضد شاه زد اطلاع دهد ولی ان ها انقدر با هم دوست بودند که ایت الله با ماشین پدربزرگم میرفته خانه شان

و من اززبان مادرم مدت هاست داستان های کارهای این مردان بزرگ را شنیده ام 

ایت الله منتظری همیشه برایم قهرمانی بوده است بسیار تنها کسی که در تمام این سال های وحشت و خفقان وقتی همگان سر به کار خود فرو برده بودند تنهای تنها در مقابل ظلم ایستاده بود و هرگز کوتاه ننشست

فقیهی عالیقدر بود که اعماق فقه را با سالها تعمق در اسلام ناب و فقه سنتی و با استفاده از محضر آیه الله بروجردی و امام خمینی دریافت کرده بود و شاگردان فراوانی را تربیت کرد که بسیاری از آنان منشا خدمات بزرگی به کشور و مردم شدند. کتابهای فقهی ایت الله برای همیشه پشتوانه فقاهت خواهد ماند. کسی بود که در پایه گزاری انقلاب اسلامی نقش مهمی داشت وهمیشه، همگان را به محبت و صلح و دوستی فرا می خواند و آرامش و اتحاد را برای ایران و اسلام میخواستند

 فرزند بزرگ او مرحوم محمد منتظری هم عمری را در قبل از انقلاب در در به دری گذراند و بعد از انقلاب نیز در انفجار حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین به شهادت رسید.

ایت الله منتظری مردی که دست رد به قدرت توام با ظلم زد

مردی که نیمی از عمر خود را در زمان حکومت شاه در حصر و زندان و شکنجه به سر برد و نیمه دیگر عمر خویش را در دوران بعد از انقلاب در منزلش حصر را تحمل نمود هرگز طمع قدرت چشمانش را نبست

منتظری از معدود کسانی که در مقابل کشتار ها و اعدام های بی دلیل سال ۶۷ اعتراض کرد و بر اعتراض خود پای فشرد او هرگر بخاطر قدرت حق را زیر پا نگذاشت

از جمله معدود کسانی بود که برای بهایی ها هم حق زندگی قائل بود و برای حقوق انسانی پایمال شده ی ان ها لب به سخن گشود

معدود کسانی  که نسبت به سهمیه بندی دانشگاه ها اعتراض کرد

قتل های زنجیره ای ان سالها را محکوم کرد

هرگز کوتاه نیامد

همیبشه در منزل خود زندانی ماند و این همیشه در ته ذهن من جا خوش کرده بود که مردی تنها ی تنها بخاطر مقابله با ظلمی که همه یا نمی بینند یا توان مقابله باان را در خود ندارند سال هاست  در منزلش زندانیست...

اکنون سال هاست پدر بزرگم فوت شده است

همانطور که شاه و امام خمینی و محبوبه امینی و کردان و محبوبه حیدری و ایت الله منتظری ....!!!

ولی ایا همین اسامی برایمان کافی نیست؟

مدتی است می خواهم جمله مرگ فقط برای همسایه نیست را از بالای وبلاگم بردارم

اما هر بار پیامی جدیدی می رسد پیامی با صدای بلند و مهیب با صدایی رسا

مرگ فقط برای همسایه نیست ...

اما حیف و صد افسوس ان هایی که چشم ها و گوش هایشان را بسته اند مهیب ترین صداها را نمی شنوند و واضحترین صحنه ها را نمیبینند

دیروز یک مردی زنگ زده بود رادیو گریه میکرد صداش می لرزید از ته دل حرف میزد با ان لهجه اصفهانی اش کلماتش به دل می نشست:

بگو شرمتون باد که از مراسم ختم هم می ترسید شرمتون باد که نمی گذارید مراسم بگیرند بگو مگه خودتون نمی خاید بمیرید؟؟؟؟؟

ولی به راستی که مردن ها چقدر با هم فرق دارند

چه خوش است در بودنمان چنان کنیم که در نبودمان خلقی به احتراممان بایستند .

ایت الله منتظری در اوج عزت و محبوبیت دنیا را وداع گفت

او در حالی ازحصر خانه اش و دنیا ازاد گشت  که قلب میلیون ها جوان را برایش لرزید 

ومیلیون ها نفر برایش فاتحه خواندند

او پاسخ همه رنج ها و محنت هایی که در راه خدا تحمل کرده بود را گرفت

و خداوند چه زیبا او را عزیز کرد و در اوج عزت از این قفس رهایی اش بخشید


و به راستی چه عاقبتی نیکوتر از این می تواند باشد؟


روحش شاد و یادش جاودانه باد




del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 5 آذر ماه سال 1388 ساعت 9:18 PM


سابقوا الی مغفره من ربکم

بشتابید به سوی مغفرت پروردگارتان .......
محبوبه عزیز
 
همان دختر کم پیدا و ارام همان دختر شادی که هر وقت از او پرسیدیم حالت چطور است با همه ی دردی که در وجودش بود می گفت خیلی خوبم ....
با همان لبخند ملیح و متانت خاص محبوب ها انگار همین دیروز بود که در سلف خوابگاه در آغوش هم بودیم و امروز چطور می توان باور کرد؟که همان دست های گرم و زنده و همان آغوش تپنده که گرمایش بعد از یک فصل و یک تابستان هنوز احساس شدنیست حالا خالی از هر گونه تپش و گرمی زیر یکعالمه خاک سرد مدفون است ....؟مگر من لمس نکردم تو را ؟ یعنی تو همانی که امروز می گویند ....!!!!!!!!
مگر فاصله ما چقدر بود محبوبه؟ شاید به اندازه کلفتی پیراهن هایمان؟
ولی نه فاصله ما خیلی زیاد بوده است
خیلی  خیلی ... زیاد ....
حالا بین من و تو یک دنیا فاصله است  عزیز
...
تو بگو فاصله مان چقدر زیاد است ؟ اندازه چند ساعت ؟؟
چند متر ؟؟؟؟

هنوز اسمت از لیست حضور غیاب دکتر الیاسی خط نخورده
نگران نباش هر چه گفتیم حذفت نکند گ.وش نکرد
حذف شدی
...
چقدر پاس کردن جبر درمقابل این  تماشای نبودن تو ابلهانه و بی ارزش است ...
و تو همه ی درس هایت را پاس شدی
....
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام فبای الا ربکما تکذبان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر که در روی زمین است دستخوش مرگ و فناست و زنده ابدی ذات خداوند با جلال و عظمت است  پس کدامین نعمت های پروردگارتنان را انکار می کنید؟؟؟؟؟؟
اعلموا انما الحیوه الىنیا لعب و الهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی اموال و الولاى و ما الحیوه الىنیا الا متاع الغرور...
 
بدانید که زندگی دنیا  به حقیقت بازیچه و لهو و عیاشی و آرایش و تفاخر و خودستایی با یکدیگر و حرص .و افزودن مال و فرزندان است و در مثل مانند بارانی است که گیاهی در پی آن از زمین بروید و سپس بنگری که زرد و سپس خشک شود ...
سابقوا الی مغفره من ربکم
پس
 به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است

...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 27 آبان ماه سال 1388 ساعت 4:05 PM

عشق می کارد و کینه درو می کند...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...

برای ازدواجش ، در هر سنی ، اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر 

 

و هر روز او متولد میشود؛  عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

 

و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی  

 

بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد  سینه ای  

 

 را  به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

 

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...

 

و این، رنج است. __._,_.___

                                                                                    دکترعلی شریعتی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 27 آبان ماه سال 1388 ساعت 2:51 PM

 

همه را می توان بخشید؟ 

 

همه را می توان بخشید ... 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 16 آبان ماه سال 1388 ساعت 00:54 AM


چند روزی است که  بعد از مدتی طولانی که بغض گلوی مردم اصفهان را فشار می داد صدای تپش قلب اصفهان چروک از چهره مردم  شهر برچیده است اندوهی عمیق و سنگین که مدتی بود اشک  را در چشمان رهگذران زاینده رود خشک می کرد آدم هایی بدون قلب ... زاینده رود قلب مردم اصفهان بود قلبی که آن را از ما گرفتند ...

وما لبریز از خشم و  اندوه خفقان گرفتیم و نگاه کردیم و سوختیم  و شاید مردیم

و هی برایمان وسط زاینده رود  نقاشی آب  کشیدند و بچه ها را با دروغ هایشان فریب دادند و  تبلیغ خشکسالی کردند هی این مجری برنامه صبح اصفهان وسط زاینده رود خشک راه رفت و اراجیف گفت ...

 بیچاره مردمی که انقدر احمق فرضشان می کنند مردمی که  صدای  اندوه و آهشان آسمان اصفهان را  خشمگین وسنگین و گرفته کرده است ...

امشب بعد از مدت ها رفته بودیم پارک ناژوان صدای آب انگار قسمت گم شده ی وجودمان بوده باشد ... آنچه ما زندگیمان را با آن قسمت کرده ایم زاینده رود که عمری درد هایمان را با ما شریک بوده است سنگ صبوری که هیچگاه خسته و غمزده نمی شد زنده رودی که روزگار درازی با او لبخندها و عروسی ها و شیطنت ها و اعتراف هایمان را زندگی کرده ایم   

و چقدر شاد بود مثل جشن...

جشنی بزرگ و شاد  ...  همه جا پر از آتش بود مردم چارشنبه سوری را انداخته بودند انگار مدت ها بود که شادی از دل اصفهان رفته بود و مردم یکباره پیدایش کرده باشند ذوق داشتند برای ابرازش  انگار دست و پایمان را مدت ها بسته بودند و یک دفعه آزاد شدیم پارک ناژوان امشب جشن بزرگی بود  آدم را به فکر فرو می برد

اول خوشحال می شوی شاید از خوشحالی بال در بیاوری ... اما یکدفعه سنگینی یک حسی که در هوای انجا پیدا می کنی  دلت را می ریزد پایین و آن حس این همه غم و رنج و اندوه مردمی است که اگر خوب گوش کنی از لابلای موزیک ضبط ماشین ها  و خنده های بلند و فریادهایشان می توانی بشنوی و یکهو غصه ات می گیرد وسط یک عالمه آهنگ شاد ...

اصلا نمی خوام درر مورد علت خشکی رودخونه حرفی بزنم اصلا نمی خوام خدای نکرده به کسی یا کسانی  تهمت بزنم یا اهانت کنم اصلا نمی خام کسی رو مقصر بدونم به من چه اصلا!!!!!!!!!! شاید این حرفا رو واسه زینب عزیز میزنم آخه داشتیم برنامه ریزی می کردیم با هم بریم رودخونه رو نجات بدیم  قرار بود متن اعتراض رو من بنویسم ....

فقط چند تا سوال تو ذهنمه که اینجا می نویسمش از حدود 12 سال پیش شروع کردم خاطرات روزانه ام رو نوشتن یادمه اونموقع قرار گذاشته بودم که هر وقت که بارون یا برف میاد تو دفترم بنویسمش  و همین کار رو هم کردم هروقت بارون اومد نوشتم تو دفترم هست  8 سال پیش زمستونی بود که  اصفهان برف نیومد حتی یک بار و فقط چند بار بارون اومد دفعات بارون رو نشستم تو هر سالی حساب کردم اون موقع یادمه که اونسال تابستون رودخونه واسه مدت کوتاهی خشکید که اینم تو دفترم نوشتم که علتش بخاطر افت شدید آب پشت سد بوده احتمالا... اما دفعه های بارونی که برای هر سال تو این چند سال اخیر اومده حساب کردم خیلی از اون چند سا ل زمستون بیشتره خیلی بیشتر...! مطمئنم این تو سایت اداره هواشناسی هستش و اونا کاملا آمار این که  چه سالی کم ترین میزان بارندگی رو داشتیم دارن البته اگه تا الان جعل نشده باشه!!!!!در این صورت نیاز به این زحمت ها نیستش تو حافظه ی خودتون بگردید به راحتی پیدا میشه

اما با وجود این هر سال واسه مدت طولانی و تقریبا کل تابستون با بهانه ی خشکسالی و کمبود اب  زاینده رود بسته میشه ... البته حتما دلیل خوبی هست شاید واقعا خشکسالیه خوب بارون کم اومده اینو قبول داریم آب پشت سد به کمترین میزانش رسیده اینم هرکی بره چادگون واسش مشهوده ...!!!

دلایل خوب دیگه ای هم هست

مثلا شاید مترو داره رد میشه باید برای انجام عملیات حفر مترو رودخونه رو ببندن ؟/

یا مثلا بعضی ها میگن یک لوله هستش که آب رو می بره قم ...  بعضی ها از طرح حق استفاده مردم چهارمحال از زاینده رود به عنوان سرچشمه می گن ... من به این شایعات چیکار دارم ؟؟؟؟؟

اما یه چیزی که جالب بود حرف وزیر نیرو تو برنامه ی مستقیم تلویزیون بود که می گفت آب پشت سد کارون رو مقداریش رو بخاطر اینکه سد نشکنه فروختند؟؟؟؟؟ من نگفتم ها برید از خودش بپرسید البته این به زاینده رود ربط نداره برای کارونه شایداصن من اشتباه شنیدم اونرورز؟؟؟؟؟

چند وقت پیش تفسیر خبر اخبار سراسری به مسئله علت خشکی زاینده رود و بستن آب پرداخت و علتش رو گیر کردن دستگاه حفر مترو زیر سی و سه پل عنوان کرد و خیلی رو این  مسئله تبلیغات شد ...

اما یکهو یکذره وقت بعدش یعنی الان آب رودخونه باز شده  سوال اینه که اون دستگاهه رو بی خیال شدن؟/ آب رو ریختن رو دستگاهه؟ دستگاه رو گذاشتن تو آب؟ اصن دستگاهی بوده؟ یعنی آوردنش بیرون؟اگه آوردنش بیرون چجوری بوده که آسیب ندیده هیچ جا؟مگه نمی گفتن در هر صورتی به سی و سه پل آسیب می رسه؟ صداش رو در نمی آرن ؟؟

یه سوال دیگه که دقیقا در همین جا مطرح میشه اینه که چطوری تا دیروز خشکسالی بود  بعد یکهو رودخانه این همه آب داره//؟؟؟؟؟؟؟(قابل توجه مجری صبح اصفهان)

و یک سوال دیگه اینکه چجوری رودخونه تا یکذره مونده به شهر اصفهان آب داشته بعد یکهو آب ها ناپدید می شدن؟؟

البته به من چه اصلا این ها فقط چند تا سوال بود که تو ذهنم بود گفتم بنویسم فک نکنید اصن بش ...


ای وای یادم رفت به آقایون اطلاعات سلام کنم سلام علیکم خوب هستید به سلامتی؟


امشب به خیلی چیز ها فکر کردم و خیلی چیزها یادم آمد یکیش این که چقدر با قدیم ها فرق کردم چقدر تغیر کردم خیلی زیاد...

یادم میاد بچه که بودم همیشه از جمع بدم میومد وقتی میرفتیم پیک نیک ترجیح می دادم یه جایی باشیم که هیچ آدمی نباشه اما امشب چقدر از شلوغی مردم لذت بردم از فریاد هاشون جیغ هاشون از بوی قلیون از صدای دوبس دوبس ضبط ماشین ها از رقص دخترا ی اونور رودخونه تو تاریکی با آهنگ خوشگل منی و دلبر من!!!!!!!!! حتی از بی معنی بازیا و رفتارای اونایی که مامان بابام بشون میگن لات و لختی !!!!!!! روی ترک موتورا  !! داد و هوار و جیغ و داد

دعوای مردا پشت ماشیناشون سر رانندگی بد خودشون !

از همه چی...

از مردم لذت میبرم و حس می کنم از هیچکس بدم نمیاد امشب خیلی حس خوبی بود ...

کاش می شد همه چیز رو  نوشت حیف که بعضی چیزها در غالب کلمات نمیان

خدایا تو شاهدی و ناظری خودت می دونی

....

خدای مهربون لطفا همونقدر که با من مهربونی با بقیه هم مهربون باش خدایا ما رو ببخش خدایا هممون رو ببخش به راه  راست هدایتمون کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر آن ها غضب کرده ای و نه راه گمراهان ...


ای عزیزترین


ای مهربان ترین


...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 آبان ماه سال 1388 ساعت 00:09 AM

سلام امروز ۱۳ آبانه


ولی به من چه واقعا ؟؟؟؟؟.....

مبارکه دانش آموزا باشه...

من که دانش آموز نیستم...

من خودم خیلی دوست داشتم می بودم ها!!!!

ولی خوب اون موقع که ( فردوسی بود؟) داشت می گفت ز گهواره تا گور دانش بجوی راستش من شبا خوابم نمی برد داشتم دنبال گهوارم میگشتم

بعدش دیگه هرکار کردم فایده نداشت از همه کمک گرفتم واقعا

تمام دنیا جمع شدن به من آموزش یاد بدن

آموزم آموزی آموزد آموزیم آموزیم آموزند ...

تا اینجاش قابل تحمل بود بعدش گفتن یه اسمی هست بش می گن مرکب یاد گرفتی؟؟؟؟!!!!

گفتم نه ولی باشه هر چی شما بگید

گفتن : بگو دانش آموز

گفتم به چشم

دانش آموز

گفتن: خیلی خوب آفرین دختر خوب حالا بگو دانش آموزم !!!!!!

گفتم : دانش آموزم

گفتن آباریکلا حالا شد یادگرفتی؟؟؟؟؟؟

نه

گفتن بیا صرف کنیم: دانش آموزم دانش آموزی دانش آموز است 

....

و این چنین شد که همه ی دنیا توهم زدند و فکر کردند دانش آموزند

و هر روز بر توهمشون افزوده می شد


و من هنوز یاد نگرفته ام  ...


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 7 آبان ماه سال 1388 ساعت 1:42 PM

امروز هفتم آبان هزار و سیصد و هشتاد و هشت 

  یعنی تولد منه... 

امروز یکی از عجیب ترین تولدهام توی چند سال گذشته است خیلی فرق دارم با همیشه ...   

وسط یک عالمه علامت سوال و تبریک های تولد خودآگاهم گم شده ...  

کلی رقصیدم خوشحالی کردم تو خیابون های خوانسار دویدم بدون اینکه از شادی لبریز باشم یا 

 حتی شاد باشم !!!

و خودم در تعجب بودم از این همه ابراز خوشحالی واسه این روز عجیب که دوس ندارم زود تموم   

بشه دوس ندارم زود تموم بشه نه بخاطر اینکه روز تولدمه نه بخاطر اینکه یکعالمه از دوستام به یادم  بودن بخاطر این چیزا نه بخاطر اینکه دلم نمی خواد  

 

اومده باشم و رفته باشم و هیچ غلطی نکرده باشم 

 

خیلی زود داره می گذره الان بیست و سه سالم شده یعنی یکعالمه از بهترین روزهام 

  تموم شدن  و رفتن من نمی دونم تو این ۲۲ سال چیکار کردم همیشه آرزو داشتم یه کار اضافه 

 تری از زندگی عادیم انجام بدم دلم می خواد حداقل اگه نمی تونم خاص تر از بقیه زندگی 

 کرده باشم حداقل آدم خوبی بوده باشم ...  

اما هر چی فکر میکنم که ببینم تو این مدت چه خیری از وجود من به اطرافیانم رسیده تا بخاطرش 

  خوشحال باشم هیچی راضیم نمی کنه  ....  

هرچی فک میکنم کارای خوبم خیلی نیستن هرچی فک می کنم خودمو می بینم و روحم رو که  

 از پارسال تشنه تر  و خسته تر شده روحی که هیچ چیز توی این دنیا ارضاش نمی کنه  

 دلم خستشه  چیکارش کنم آخه؟؟؟؟؟؟   

دوس دارم یه جور دیگه باشم از این به بعد یه جور بهتری که سال دیگه وقتی تولدم شد یک  

 عالمه  بهانه واسه خوشحالی داشته باشم خدای مهربونم بخاطر این همه نعمت هایی که به 

  من  بنده ی ناسپاست دادی ازت ممنونم بخاطر همه ی مهربونیات و این همه لحظه های شاد و 

 ناب که بهم بخشیدی و این همه آدم عاقل و مهربون که پیش من مجنون گذاشتی تا مواظبم  

 باشن و از همه مهم تر لطف و نگاه خودت به مولودت  ممنونم   

 راستی مدت درازیست  آنفولانزای خوکی اومده ولی امروز  یعنی الان که دارم این مطلب رو می 

  نویسم دکتر یاوری اون ور پرده داره اعلام می کنه ۱ هفته دانشگاه تعطیله و همه خوشحالند 

  مخصوصا ترم یکی ها   !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدای مهربونم خوشحالی رو از دل بندگانت بیرون نکن   

و یه کاری کن که همیشه سپاسگزار باشن  و امیدوار

 

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
/profile/331611413785257/contact/
   1      2      3    >>